ایده های خوب از کجا می آیند؟

OB-KI166_bkrvgo_G_20101004161531

“شانس به سمت ذهن های مرتبط کشیده می شود.”

کتاب ایده های خوب از کجا می آیند، صفحه ۱۷۴

به نظر میرسد که بزرگترین اذهان تاریخ بشر چشمه هایی از ایده و نوآوری هستند. چارلز داروین، بنجامین فرانکلین و شرکتهایی مانند گوگل همیشه ما را با ایده ها و نوآوری های خود شگفت زده کرده اند. در بسیاری از موارد به نظر می رسد که ایده های آنها از ماوراء پدیدار می شوند؛ اما نویسنده این کتاب آقای استیون جانسون معتقد است که ایده های آنها اتفاقی نبوده است. او در کتاب خود، سرمنشاء نوآوری را مورد جستجو قرار می دهد و به دنبال این است که مشخص کند چه محیط هایی منجر به تولید ایده های خوب می شوند تا به خوانندگان یک استراتژی عملی ارائه کند که بتوانند در زندگی خود نوآوری کنند.

در آغاز كتاب، جانسون پيشنهاد مي كند كه مناطق پرجمعيت شهري نسبت به مناطق روستايي به ميزان قابل توجهي نوآوري بيشتري را بوجود آورده اند. اما او براي كشف عميق تر موضوع، بر روي دويست ايده تحقيق مي كند و هفت الگوي تشكيل ايده را از ميان آنها تشخيص مي دهد. سپس او با تقسيم بندي آنها به چهار نوع محيط براي بررسي الگوهاي درحال ظهور، نتيجه مي گيرد كه محيط هاي دانشگاهي يا محيط هاي باز اطلاعاتي و علمي، بهترين جاها براي بروز نوآوري هستند چون موجب سرعت بخشيدن به بهبود ايده ها از طريق ورود آنها در يك محيط گروهي مي شوند. جانسون اين محيط ها را به صخره هاي مرجاني تشبيه مي كند.

نكته كليدي كتاب

صخره مرجاني خود را بسازيد

“صخره مرجاني يك داستان ساده زمين شناسي نيست … بلكه داستاني در مورد تداوم خلاقانه زندگي است.”

كتاب ايده هاي خوب از كجا مي آيند، صفحه ۶

مطلبی مرتبط بخوانید:  زندگی نامه ایلان ماسک؛ فصل اول/ بخش سوم/ پایانی

صخره مرجاني برپايه مشاهده صورت گرفته توسط چالز داروين در ماسه هاي اقيانوس هند است كه جانسون براساس آن ايده صخره مرجاني خود را شكل داده است. به نظر مي رسد كه جانسون در سرتاسر كتاب به طور خاصي مجذوب پارادوكس داروين كه توصيف كننده صخره مرجاني است، شده است (اشكال بسيار مختلفي از حيات و وجود گستره وسيعي از شرايط اقليمي در آبي كه به طور قابل توجهي مواد مغذي كم و ضعيفي دارد. داروين به اين معماران كوچك (ميكروارگانيسم ها) علاقه دارد چون طوري صخره مرجاني را مي سازند كه در مقابل تأثير امواج مقاوم باشد. ميكروارگانيسم ها به صخره و به يكديگر متصل شده و در نتيجه به شدت قوي مي شوند. در بسياري از موارد آنها صخره هاي مرجاني اي ايجاد مي كنند كه صدها متر بلندي دارد.)

جانسون از صخره مرجاني به عنوان استعاره اي از مغز ما استفاده مي كند. او توضيح مي دهد كه از طريق استفاده از هفت الگوي تشكيل ايده در زندگي روزمره خود، مي توانيم صخره مرجاني خود را بسازيم؛ يعني بانكي از ارتباطات در ذهن خودمان و همين ارتباطات ايجاد شده در ذهن ما هستند كه سرانجام منجر به بوجود آمدن ايده هاي خوب مي شوند. خبر خوب اين است كه ما ميتوانيم اين ارتباطات را هر چه بيشتر پرورش دهيم. جانسون معتقد است كه توانگري در زندگي مان است كه اين ارتباطات را مي سازند و با اين كار زندگي خود را به محيط مناسبي براي بوجود آمدن ايده هاي خوب تبديل مي كنيم.

نكته كاربردي اول

هرج و مرج را در آغوش بگيريد

سريعترين مسير به سمت نوآوري، در ايجاد ارتباطات جديد نهفته است.”

كتاب ايده هاي خوب از كجا مي آيند،‌ صفحه ۱۰۸

ايجاد ارتباطات در ذهن براي ساخت صخره مرجاني لزوما در مورد جذب و انباشته كردن مقادير زيادي از اطلاعات نيست بلكه بيشتر در مورد مرتبط كردن چيزهايي كه قبلا مي دانستيم به روشي جديد است. ذهن يك فرد بزرگسال از يك هزار تريليون ارتباط عصبي مجزا تشكيل شده است. اين شبكه پيچيده ترين و فشرده ترين شبكه در روي كره زمين است. به منظور بهترين استفاده از اطلاعاتي كه داريم، بايد بتوانيم به آنها دسترسي داشته باشيم. جانسون پيشنهاد مي كند به روشي كه اندكي متافيزيكي است، ما قبلا تمام جوابها را در ذهن خود داريم و آنها دروني سازي شده اند.

يكي از راههايي كه مغز ارتباط سازي مي كند در طول خواب است. علوم عصبي نشان داده است كه خواب مي تواند واقعا زمان ديوانه واري براي مغز باشد. در مورد آخرين خوابي كه به خاطر داريد فكر كنيد. آيا تصادفي به نظر مي رسد؟ تصادفي بودن آن در واقع يك جور امتحان كردن مغز است! اين امر گاهي اوقات باعث مي شود كه مغز به ميان يك لينك ارزشمند برود كه در حين هوشيار بودن در زمان بيداري از مغز فرار كرده است. مطالعات نشان داده اند كه در حقيقت مغز به سمت يك حالت بي نظمي بيشتر جذب مي شود تا بتواند ارتباطات جديدي را تجربه كند. جانسون اينقدر در اين مسئله پيش مي رود كه بگويد فرويد در گذشته اين مسأله را مي دانسته كه گفته است: رويا نشان دهنده يك حقيقت سركوب شده نيست. “رويا جستجو است، اين جستجو تلاش براي پيدا كردن حقايقي جديد از طريق آزمايش كردن تركيبهاي جديدي از سلولهاي عصبي مي باشد.” (صفحه ۱۰۲).

اجازه دادن به مغز براي سرگردان شدن، يكي از صدها راهي است كه مي توان كشفيات با معني بوجود آورد. براي اين كه يك قدم فراتر برويم، مجبوريم خودمان را به فضايي ببريم كه كمي پر هرج و مرج تر باشد تا اين ارتباطات شكل بگيرند. طوفان فكري در آغاز يك پروژه، اولين مثال از اين فضا است.

نكته كليدي دوم

به دنبال باز بودن باشيد، نه حفاظت و رازداري

“هنگامي كه طبيعت خود را نيازمند ايده هاي جديد مي يابد، تلاش مي كند ارتباط برقرار كند،‌ نه اينكه محافظه كار باشد.”

كتاب ايده هاي خوب از كجا مي آيند، صفحه ۱۰۸

مطلبی مرتبط بخوانید:  خودباوری در خلاقیت

 درست مثل صخره های مرجانی که برای ساخت و ایجاد خود به میکروارگانیسم های جدید خوش آمد می گویند، انتخاب اینکه  برای انتقال ایده هایتان باز رفتار کنید، فرصتهایی را برایتان بوجود می آورد که بر روی ایده های خود ساخت و ساز کنید و آنها را پرورش دهید (مثل صخره های مرجانی). جانسون دو جنبه از باز بودن را پیشنهاد میکند: اولی مربوط به شبکه هایی است که در آن زندگی و معاشرت می کنیم. جانسون در طول توضیحاتش درمورد هفت الگوی ذکر شده، به شبکه سازی و باز بودن به عنوان یک روش کلیدی برای تشکیل ایده های خوب اشاره می کند. اما صرف زمان با افراد همفکر کافی نیست. ایجاد شبکه شخصی متنوع خود، چیزی است که منجر به غنی شدن ایده های شما می شود چون می توانید آنها را از دیدگاه های مختلفی بپرورانید.

دومین نوع باز بودن که جانسون پیشنهاد می کند، به دارایی فکری مربوط است. در اغلب موارد، یک ایده برای تبدیل شدن به یک چیز عالی تر نیاز به توسعه دارد و اجازه دادن به دیگران برای گفتگو درباره آن ایده، ارزش بزرگی برای آن ایجاد می کند. جانسون استفاده از دفاتر کاری را مثال می زند که فضای آن باعث پرورش تولید ایده می شود: از میان برداشتن دیوارهای فیزیکی، اجازه دادن به کارمندان همکار تا به شکل صمیمی با هم همکاری کنند و جایگزینی دیوارها با تخته های وایت بورد. با ایجاد شرایط ساده تر برای همکاری، ایده های خوب با احتمال بیشتری بوجود می آیند.

همچنین جانسون استفاده از توییتر را به عنوان مثالی از مزیت همکاری معرفی می کند. قسمت عمده توییتر امروزی، بوسیله کاربران و توسعه دهندگان ایجاد شده است، نه بوسیله خود توییتر. به عنوان مثال، تنها درصد ناچیزی از توییتها، از وبسایت اصلی توییتر ارسال می شود. قسمت عمده توییت ها از مجموعه اپلیکیشن های موبایلی که توسط کدنویسان آماتور ساخته شده اند، بیرون می آید. تمام این تحولات، از تصمیم عمدی موسسان توییتر برای استفاده از یک پلتفرم باز برای رابط برنامه نویسی کاربردی، نشأت گرفته است. این مورد، یکی از بزرگترین اکوسیستم های ساخت برنامه کاربردی برای این پلتفرم را بوجود آورده است.

درست مثل صخره های مرجانی ای که او توصیف می کند، جانسون شبکه ای از روشها را برای خواننده ساخته است تا تولید ایده های خوب را بهبود بخشند. گرچه ایده های زیادی برای امتحان کردن وجود دارد، همه آنها به دو مفهوم اساسی در ارتباط هستند: اول این که ما فقط به اندازه شبکه ای که ساخته ایم باهوش هستیم. دوم این که شکستن رویه های معمول موجب ایجاد دیدگاه های جدید می شود. او با ترکیب حکایات تاریخی با بینش خلاق، این کتاب را به یک متن عالی برای هرکسی که به دنبال لبه نوآوری می باشد، تبدیل کرده است.

در ویدئوی زیر، استیون جانسون نتیجه تحقیقات خود را بیان می کند.

اگر تجربه ای در این زمینه دارید، لطفا در قسمت نظرات به ما بگویید که چه چیزی به تکامل بهترین ایده شما کمک کرده است؟ آیا می توانید یک استراتژی، یک پیشنهاد یا یک ترفند برای تکامل ایده ها بیان کنید؟

مطلبی مرتبط بخوانید:  معرفي خلاصه كتاب هاي كاربردي
به این نوشته امتیاز دهید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هر هفته آخرین مطالب را در ایمیل خود دریافت کنید
کارآفرینی
استخدام
کار آزاد
ادامه تحصیل
عضویت در خبرنامه
عضوم کن
لطفا ایمیل خود را وارد کنید و سپس کلید دانلود را بزنید.
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!