شروع کسب و کار صد دلاری

 

adalid-aileen-background-start-life-travel-world-nomad-digital-100-startup

نکته کلیدی کتاب شروع کسب و کار صد دلاری :  

«این کار مجموعه ای از نخبگان نیست، بلکه کار یک گروه بی مدیر در سطح متوسط است. »

شروع کسب و کار صد دلاری ، صفحه ی ۸

چطور کسی مثل گری لف در زمینه ی مشاوره و راهنمای سفر فعالیت می کند و سالانه مبالغ پنج رقمی از این کار نیمه وقت به دست می آورد؟ در حالی که فقط به مشتریان برای داشتن سفری خوب و در عین حال ارزان کمک می کرد. یا کسی مثل برت کلی که کتاب راهنمای استفاده از نرم افزار اورنوت به اسم « ضروریات اورنوت» را نوشته است که مبلغی شش رقمی از فروش این کتاب الکترونیکی به دست آورد. آیا این فقط به خاطر هدفی بود که شرکت سازنده ی اورنوت از او می خواست؟

در حالی که کتاب جدید کریس گیلبو با نام « شروع کسب و کار صد دلاری : بازسازی راه زندگی تان، هرآن چه می خواهید بکنید و آینده ای جدید بسازید » را می خواندم متوجه شدم، بسیاری از این موفقیت های غیر معمول فقط خوش شانسی یا استثنا نیستند، زیرا افرادی که به این موفقیت ها رسیده بوده اند افرادی عادی بودند که به دنبال زندگی شادتری بودند، در حالی که هنوز به دیگران ارزش می دادند.

اگر با کتاب اصلی کریس گیلبو یعنی هنر عدم پیروی، آشنا هستید پس در مورد چارچوب فکری پشت آزادی و استقلال شغلی نیز می دانید. کتاب شروع کسب و کار صد دلاری یک بیانیه ی معتبر و قابل پیگیری از جنبش کارآفرین شخصی و تکی و همین طور کسب و کارهای کوچک است که همه چیز را به هم پیوند می زند بنابراین شما می توانید اشتیاق و مهارت خود را به سمت چیزهایی معطوف کنید که واقعا می خواهید و به آن ها توجه دارید.

اما این فقط بر اساس تجربه ی یک شخص نیست: توصیه های تجاری این کتاب بر اساس تحقیقات سالیانه کریس بر روی بسیاری از موفقان جهانی هست که راه خود را تغییر داده اند. وقتی که این افراد شروع به کار کرده اند، همه شان قبل از اینکه به یک عمل خلاق برسند تا طبق آن برای زندگی شان برنامه ریزی کنند، خودشان را در موقعیتی بسیار ناامید کننده یافته اند. همین باعث شده که برخی تجارت ها برای اجرای ایده هایشان قابل فهم شوند، البته راه های قدیمی تجارت نیز جوابگو نبودند. این کار نیازمند مدیریت ارشد کسب و کار (MBA)، تحصیلات فرعی، سرمایه گذاری ریسک پذیر و حتی برنامه ریزی جزئی نیست.

اجازه بدهید کارهای مهم مربوط را که به موارد مهم و نمونه ی کسب و کارهای صددلاری منجر شده اند را بررسی کنیم.

مطلبی مرتبط بخوانید:  زندگی نامه ایلان ماسک؛ فصل اول / بخش دوم

نکته کاربردی اول

فرمول مرکزی

« فقط وقتی اشتیاق با مهارت در هم می آمیزد که اعتبار دیگر مردمان بتواند شما را به دنباله روی صادقانه از اشتیاق و احساساتتان تا رسیدن به کرانه، وادار کند.  »

شروع کسب و کار صد دلاری ، صفحه ی ۵۱

اشتیاق قسمتی از فرمول تجارت های کوچک است. البته خود فرمول هیچ رازی ندارد. اساسا: احساس خود را دنبال کنید، اما آن را با حس تجاری مثبت دنبال کنید. اشتیاق تان یا مهارتتان را به سمت مدل تجاری متمایل کنید. کریس روی این نکته ی نانوشته تاکید می کند که اگر توانستید مردم را به سمت کار خود جذب کنید ولی نتوانستید فروش کنید، این تجارت نیست.

باید توجه داشت که هر اشتیاقی و هر مهارتی نمی تواند به خودی خود مطلوب باشد. اینجاست که کریس در مورد همگرایی یادآوری می کند. وقتی اشتیاقتان یا مهارتتان با آنچه که مردم مفید می دانند تداخل دارد. (این را همگرایی می گویند). اگر شما بتوانید راهی برای “ترکیب” اشتیاق تان یا نمایش آن درون یک محصول یا خدمات پیدا کنید، مخاطب هم این اشتیاق را مفید می یابد (که می تواند مشکلات آن ها را حل کند)، بنابراین فرصت های شما آشکار خواهند شد.  

اشتیاق یا مهارت+مفید بودن = موفقیت

یا

(اشتیاق + مهارت) – > (مشکل + بازاریابی) = فرصت

دیگر از این ساده تر نمی توان گفت.

اگر شروع به کار کرده اید، از خودتان بپرسید در چه کاری خوب هستید. چه ترکیبی از مهارت ها می تواند به همگرایی و نزدیکی با مخاطبتان منجر شود؟ وقتی این ها را تعریف کردید، می توانید مخاطب مناسب و مدل مناسبتان را شناسایی کنید.

حقیقت پشت ایده های بزرگ

« واقعا واقعا مردم چه می خواهند؟ در پایان روز آن ها می خواهند شاد باشند. کسب و کاری که به مشتریان کمک می کند خوشحال باشند جایگاه بهتری برای موفقیت دارد. »

شروع کسب و کار صد دلاری ، صفحه ی ۳۹

الهام ایده های بزرگ می تواند از هر جایی گرفته شود. ممکن است ایده بخاطر یک مشکل پنهان مثل ناکارآمدی در بازار ایجاد شده باشد یا یک فرصتی که بخاطر فناوری های نوظهور بدست می آید.

یکی از مورد پژوهی های الهام بخش راهنمای اورنوت از برت کلی هست. قبل از اینکه این کتاب چاپ شود، راهنمای جامعی در مورد جزئیات استفاده از اورنوت وجود نداشت، حداقل در بازار انگلستان اینطور بود. برت هم اکنون کاربری قدرتمند است که احساس نداشتن یک راهنمای صریح را درک کرده بود و اقدام به نوشتن کتاب کرد، کتابی که هم اکنون برای همه قابل استفاده است.

همچنین، پیدا کردن مخاطب مناسب یا بازار هدف مناسب موارد متعددی را در بر می گیرد.

گیلبو اشاره می کند ما باید مخاطبانمان را برای یافتن درک بهتر از آنها ارزیابی کنیم تا بفهمیم همگرایی بین آنچه که ما مشتاق آنیم و آنچه که واقعا برای دیگران مفید است، چگونه بدست می آید. اما این کاری به دسته بندی های سنتی مثل سن و جنس و میزان درآمد ندارد.

در عوض به آنچه که مهم تر است برگردیم، یعنی: مردمی که به آن ها خدمات می دهید. از سرشماری های جدید (یا آمارگیری بر اساس معیارهای روانی) برای شناخت بهتر مخاطبان و بازار هدف تان استفاده کنید. این ویژگی ها شامل: علایق، ارزش ها، عقاید، مهارت ها، و حتی اشتیاق ها می شود.

این مهم است زیرا به شما بینش اینکه چه چیزی واقعا برای آن هامهم است را می دهد. در نهایت شما شانس بهتری برای درک اینکه مسائل از نظر آن ها چگونه است( در چشم آن ها و از نظر دیدگاهی) را دارید. هرچه بینش بیشتری بدست آورید، بیشتر می توانید محصول یا خدمات خود را منحصر به فرد و مفید طراحی کنید بجای اینکه واژه ی کسل کننده ی « من هم همچنین» را بگویید.

برخی سوالات خوب برای شروع که می توانند به شما ایده های امید بخش بدهند: هنرمندان جوان چه احساسی دارند وقتی از محصول دیگران استفاده می کنند؟ کاربران چه احساسی دارند وقتی از یک اپلیکیشن وب مشخص برای اولین بار استفاده می کنند؟ حرفه ای های مشغول چه زجری می کشند وقتی قرار است چیز جدید یاد بگیرند؟ مردم چه چیزی بیشتر و کمتر از آن می خواهند؟

مطلبی مرتبط بخوانید:  ایده های خوب از کجا می آیند؟

نکته کاربردی دوم

سو گیری به سمت عمل

« برنامه ریزی هیچ چیز غلطی ندارد. اما چرا باید عمر خود را برای برنامه هایی که هرگز عملیاتی نمی شوند، تلف کنید. در جنگ بین برنامه و عمل، این عمل است که می برد.»

شروع کسب و کار صد دلاری ، صفحه ی ۹۵

چرا برخی آدم ها به آنچه که می خواهند نمی رسند؟ مهم نیست چطور عدم آزادی و استقلال می تواند کسی را بیازرد؟ گیلبو می گوید چیزی که برخی مردم می خواهند فقط « سرگرمی و تفریح » است بدون اینکه کار خلاقانه ای انجام دهند. کار خلاقانه همیشه عمل کردن را به دنبال دارد.

برنامه ریزی بیش از حد خطرناک هم هست. کریس اینجا سوالی اساسی مطرح می کند: چطور می فهمید که فکرتان بازاری است وقتی که هنوز آن را هیچ جا اجرایی نکرده اید؟

ما در زمانی زندگی می کنیم که اطلاعات همه جا و فوری در دسترس هستند. بسیاری از کارهای تجاری بطور اتومات و سریع توسط کامپیوتر انجام می شوند. تجارت های کوچک معمولا هیچ هزینه ی آغازی ندارند، شاید فقط چند صد دلار. ایده ها می توانند سریع سنجیده شوند، عرضه شوند، به بازار بیایند و درجه بندی شوند. اگر بعضی چیزها اشتباه پیش روند، شما در برنامه تان کمی تجدید نظر کنید. 

اما اگر بدون عمل چیزی را بسازید و ایده ی بازاری تان را آزمایش کنید، رویایتان فقط یک آرزو باقی خواهد ماند. زیرا برنامه ی شما الان فقط یک نظریه است.

چیزی که به شما پیشنهاد می شود سو گیری سمت عمل است. کریس این را «برنامه برای پیشبرد» نام گذاری کرده است.

برنامه ی شما متضمن چه چیزهایی برای پیشبرد است؟ باید خیلی ساده از همین حالا شروع کنید. یکبار که بفهمید چه همگرایی ای برای شما مناسب است، بفهمید حداقل ماندگاری محصول تان چقدر است، می توانید وارد بازار شوید. این راهی است که می توانید ایده ی بازاری تان را سریع محک بزنید و خود را با آن وفق دهید. شما همچنین می توانید هزینه های شروع را کاهش دهید، پولتان را پس انداز کنید و حتی اگر کارها طبق انتظارتان خوب پیش نرفت، مانع از ناراحتی تان شوید. به عبارتی دیگر، شما همچنان « در حال پیش روی یاد می گیرید.»

این جا یکسری نکات کمک کننده آورده شده که مفهوم سوگیری سمت عمل را بهتر نشان می دهد:

هدف تجارتتان را در ۱۴۰ کاراکتر محدود کنید و بنویسید: باید بتوانید در یک جمله بیان کنید به چه کسی کمک می کنید و اینکار چه سودی دارد. این کوتاهی جمله به شما کمک می کند برنامه تان شفاف تر باشد و همین طور از صحبت و توضیح برای همه معاف می شوید.

هرگونه کار که برای شروع در نظر دارید، بنویسید تا یک صفحه پر شود: یک نمونه در این لینک ۱۰۰startup.com هست. این کار دوباره به محدود کردن جزئیات به شما کمک می کند تا بتوانید به ضروریات برسید، مثل این که چه کسانی را خدمات رسانی می کنید، چطور اینکار را می کنید، و موفقیت چه فاکتورهایی برای شما دارد.

در اولین فروش به برنامه تان برسید: اولین بازخوردی که به دست می آورید آنقدر مهم است که سریعا به شما سرنخ برای اعمال بعدی می دهد.

تا به باقی راهکارها و تکنیک ها در این مجموعه برسیم خیلی چیزها باید بخوانید و درک کنید. در این کتاب تعادل مفیدی بین توصیه های الهام شده در تجارت و توصیه های عملی وجود دارد. این توصیه ها و نظریه ها را باعملتان دنبال کنید.

کار و عمل کردن در نهایت چند گانه می شود. حتی عقب نشینی می تواند جزئی از حرکت و پیشبرد باشد. این جمله ی حکیمانه از فردریش انگلز خیلی مناسب اینجاست:« یک ذره عمل ارزشمند تر از میلیون ها نظریه پردازی است.»

هم اکنون شروع کنید. پیشبردتان را ایجاد کنید و میراثی ایجاد کنید.

مطلبی مرتبط بخوانید:  معرفی کتاب " کسب و کار خودتان را شروع کنید "
به این نوشته امتیاز دهید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. محی الدین نریمانی

    این جمله یکی از کاربردی ترین جملاتی است که من تا به حال خوانده ام:
    « برنامه ریزی هیچ چیز غلطی ندارد. اما چرا باید عمر خود را برای برنامه هایی که هرگز عملیاتی نمی شوند، تلف کنید. در جنگ بین برنامه و عمل، این عمل است که می برد.»

     
    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هر هفته آخرین مطالب را در ایمیل خود دریافت کنید
کارآفرینی
استخدام
کار آزاد
ادامه تحصیل
عضویت در خبرنامه
عضوم کن
لطفا ایمیل خود را وارد کنید و سپس کلید دانلود را بزنید.
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!
فقط یک گام تا دانلود فاصله دارید!