شکار در قطحی ؛ داستان کاریابی در شرایط فعلی

یوز در کمین

چند وقت قبل برنامه مستندی راجع به شکار حیوانات تماشا می کردم. در قسمتی از آن یوزی در کمین غزالی بود. یوز، چوب خشک شده بود و کوچک ترین حرکتی نداشت. خشک سالی و قحطی، خشکی بیابان را چند برابر کرده بود. در شرایط قحطی، شکار یک غزال خوش آب و رنگ، واقعا دلچسب است.

یوز، با گوشه چشم حرکات غزال را دنبال می کرد و با دقت، اطراف را برای رسیدن به بهترین شرایط شکار بررسی می کرد. در زمان قحطی و کمبود غذا، فرصتی برای از دست دادن نداشت و باید محیط و شرایط را خوب وارسی می کرد.

 باید یوز باشید

شرایط این روزهای بازار کار هم بسیار شبیه به بیابان قحطی زده است. به نظر می رسد، ملخ ریشه کار را خورده است و کارجو  برای یک کاریابی موفق باید مانند یوز، با دقت شرایط و محیط را بشناسد، تا بتواند در فرصت مناسب غزال کارها را به چنگ بیاورد. در ادامه به شرایط کار در دوران رکود اقتصادی (مانند این روزهای ایران) می پردازیم. حتما با دانستن شرایط بازار کار، یافتن فرصت شغلی راحت تر خواهد شد.

  1. غزالها خود به دنبال شکار رویایی هستند

این قضیه برای خود من و بسیاری از افرادی که این روزها به دنبال کار هستند، پیش آمده است. فرصت های شغلی کم و نیروی کاری افزایش یافته است. این موضوع باعث رفتار وسواس گونه بسیاری از کارفرماها شده است.

گاهی توقعات عجیبی از نیروی کار دارند. از سابقه کار مرتبط و بالا تا تسط به زبان انگلیسی. شاید بگوئید، این خواسته ها که خیلی عجیب نیست! بله در نگاه اول عجیب نیست، ولی وقتی عجیب می شود که برای کار در آژانس هم از شما این ویژگی ها را توقع داشته باشند! در یک کلام، در شرایط قحطی کار، کارفرماها نیروی کار رویایی می خواهند.

  1. هرجا که نگاه می کنی، یوز معمولی می بینی

این روزها به راحتی می توان این موضوع را لمس کرد. رکود اقتصادی باعث شده است که تعداد کارجویان با شرایط علمی و تجربی متوسط، به شدت افزایش یافته است. کافیست به دور و بر خود نگاه کنیم.

  1. وقتی غزال معمولی کیمیا می شود

در روزهای سخت رکود، با وجود این که تعداد کارجویان متوسط به شدت افزایش می یابد، تعداد کارهای متوسط مناسب آن ها نیز به شدت کاهش می یابد. در یک کلام، کار با شرایط متوسط گنج کم یاب می شود.

  1. وقتی غزال در چنگ هم، می رمد

در سال 2015 تحقیقی در آمریکاه در مورد وضعیت بازار کار بعد از رکود اقتصادی سال 2008 انجام شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بعد از رکود اقتصادی سال 2008، 69 درصد افراد 18 تا 24 ساله، قبل از یک سال کار خود را از دست می دهند. این در حالی است که 93 درصد این افراد نیز قبل از سال پنجم بی کار می شوند.

شاید بگویید، آن ها جوان و خام هستند و قدر کار خود را نمی دانند. ولی این تحقیق نشان می دهد که 32 درصد افراد 40 تا 48 ساله (که از سن خامی فاصله دارند و تجربه و پختگی کافی را دارند) کمتر از یک سال می توانند در کاری بمانند. 69 درصد آن ها نیز، قبل از سال پنجم گار خود را از دست می دهند.

این آمار واقعا وحشتناک است. (خدا یا شکر این آمار برای ایران نیست!) در شرایط بد اقتصادی، کارفرمایان، برای صرفه جویی، علاقه دارند فقط در مواقع نیاز نیروی کار پاره وقت به کار بگیرند.

  1. اگر غزال درشت دیدید، سلام برسانید!

 مژده! مژده! خبر خوشی برایتان دارم. اگر در دوران رکود اقتصادی به دنبال کار با درآمد کم هستید، خیلی دچار مشکل نخواهید شد. کافیست به سایت ها و روزنامه های کاریابی مراجعه کنید.

من برای اطمینان با چند مورد تماس گرفته ام. حقوق پیشنهادی بسیاری از کارفرمایان، به سختی کفاف هزینه رفت و برگشت را می کند. در این شرایط، کارهای با درآمد مناسب بسیار کم یاب می شوند.

  1. غزال زیر پنجه یوز، ولی چشمش دنبال شکار بعدی

در شرایط این روزهای بازار کار، وقتی مشغول کاری می شوید، خیالتان راحت نیست. باید دوباره به فکر کار جدید باشید. زیرا احتمال از دست دادن کار، بسیار بالاست. ناگزیرید برای کاریابی موفق، دائما مهارت کارجویی را تقویت کنید. می توان گفت، تقویت مهارت کارجویی، باید یکی از نیازهای حیاتی انسان، مانند نفس کشیدن و غذا خوردن باشد.

  1. شکارگاه تغییر کرده است

شکارگاه عوض شود، پوز در شکار دچار کمی مشکل می شود. زیرا دقیقا نمی داند که باید کجا را به دنبال شکار بگردد! امروزه نیز، اطلاعیه های کاریابی بیشتر به صورت آنلاین و در اینترنت منتشر می شوند. کارجویانی که دانش کامپیوتر و اینترنت کافی نداشته باشند، دچار مشکل می شوند. آن ها مجبورند این مهارت ها را بی آموزند.

  1. شکارچی و شکاربان زبان همدیگر را نمی فهمند

تصور کنید فردی خارجی از شما سوالی می پرسد. شاید بتوانید به راحتی پاسخ او را بدهید؛ ولی به خاطر این که زبان او را نمی فهمید، نمی توانید با او رابطه برقرار کنید.

همین وضعیت هم در دوران رکود اقتصادی اتفاق می افتد. می توانیم بگوییم، کارجو و کارفرما از دو کشور مختلف با دو زبان متفاوت هستند. با وجود استفاده از لغات مشترک، زبان و منظور همدیگر را متوجه نمی شوند! کارفرما جمله ای می گوید که کارجو برداشت دیگری از آن جمله دارد.

شاید اگر کاجو زبان مورد استفاده کارفرما را در فرآیند کاریابی بداند و شرایط مورد نظر او را محیا نماید، کار مورد نظر خود را پیدا کند. در مقاله “مریخی ها و ونوسی ها” که بعدا منتشر می شود، از زبان مورد استفاده کارجو و کارفرما، رمزگشایی شده است.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *