خلاصه کتاب اوج (Peak)

peak_0

هر کسی می تواند بهبود یابد اما این امر مستلزم اتخاذ روشی متفاوت از گذشته است. کتاب اوج صفحه 122

هر چند وقت در مورد توانایی های خودتان یا دیگران با خودتان بحث می کنید و چیزهایی مثل اینها را میگویید: او در فلان کار خیلی خوب است، ذاتا فلان توانایی را دارد، نمیدانم این توانایی را از کجا آورده، انگار این کار توی خونش است.

یا برعکس: فلانی اصلا برای این کار خوب نیست، هیچ ربطی به آن ندارد و اصلا تخصصی ندارد.

کتاب اوج: رازهای علم جدید تخصص، ارزش این دیدگاه ها را  در حد یک افسانه بی ارزش تقلیل می دهد و بدون هیچ تردیدی اثبات می کند که اگر شما به دنبال یاد گرفتن هر چیزی به روش صحیح باشید، خواهید توانست در یادگیری هر چیزی که انتخاب کنید، استاد شوید.

خواندن این کتاب برای هر  کسی که همیشه در آرزوی بهبود تخصص و توانایی هایش در یک حوزه خاص بوده، واجب است.

نویسندگان این کتاب اندرز اریکسون و رابرت پول هستند. آنها به مدت 40 سال در مورد این موضوع مطالعه کرده اند که تمرین کردن چگونه منجر به ایجاد و گسترش قابلیت های جدید می شود. براساس تحقیقات آنها، هر کسی قادر است در هر حوزه ای به بهبودهای چشمگیری دست یابد؛ به شرط آنکه آموخته ها و مهارت های خود را به صورت هدفمند و با دقت تمرین و تکرار کند.

نکته کلیدی کتاب

اگر دقیق تمرین کنید، خواهید توانست هر مهارتی را بهبود ببخشید.

“تمرین دقیق متعلق به تمام کسانی است که رویایی در سر دارند، برای هر کسی که می خواهد نقاشی یاد بگیرد، در کدنویسی رایانه استاد شود، شعبده بازی قهار شود، بازیگری بی همتا گردد و هر چیز دیگری که هر روز رویای آن را در سر می پروراند. تمرین دقیق برای تمام کسانی است که می خواهند کنترل کامل زندگی خود را در دست گیرند و خودشان را تبدیل به یک پتانسیل بی بدیل نمایند” کتاب اوج صفحه 146

گرچه نویسندگان ابراز می کنند که هر کس با تمرکز در هر حوزه ای که می خواهد می تواند بهبود پیدا کند، اما چندین عامل وجود دارد که ممکن است وسعت و عمق کارایی فردی را با محدودیت مواجه سازد. به عنوان مثال ویژگی های جسمانی و فیزیکی فرد را در ورزش در نظر بگیرید. اگر ویژگی های ممتازی در جسم و بدن خود نداشته باشیم، بدین معنا نیست که نمی توانیم در آن خوب باشیم. فقط ممکن است که در صحنه های جهانی در مقایسه با ورزشکارانی که دارای ژنهای خوبی هستند محدود شویم.

همچنین نویسندگان بیان می کنند که برخی از روشهای تمرین دقیق می تواند بیشترین تأثیر را برای یادگیری کودکان داشته باشد. دوباره این بدین معنا نیست که بزرگسالان نمی توانند به اهداف خود برسند. چون برای بزرگسالان، حتی بزرگسالانی که پیرتر هستند، توسعه قابلیتهای جدید از طریق تمرین دقیق امکانپذیر است.

بخشی از موفقیت این کتاب به خاطر همین صداقت نویسندگان در بیان حقایق است.

اصول تمرین دقیق در تمام روزهای زندگی عبارتند از:

1- یک معلم خوب پیدا کنید.

داشتن معلمی که کمکتان کند و بازخوردهای مناسبی به شما بدهد تا یک مدل ذهنی خوب در شما ایجاد شود، روشی بسیار موثر و کارآمد است تا بتوانید زمانی که بر روی خودتان کار می کنید از این مدل ذهنی خوب به نفع خودتان استفاده کنید.

مدلهای ذهنی به ما کمک می کنند موفقیت هایی که به دنبالشان هستیم را تصویرسازی کنیم، بفهمیم که این موفقیت شبیه به چه چیزی است و در صورت دستیابی به آن، چه حسی خواهیم داشت. فکر کردن ورزشکاران به قهرمان شدن در یک مسابقه و اینکه عضلات و بدنشان در رقابت با دیگران چه حالتی را تجربه می کند، مثالی از این تصویرسازی ذهنی است.

2- برای آموزش خود اشتیاق ایجاد کنید.

اگر در مسیر آموختن راحت هستید و احساس تفریح دارید که عالی است. اما با این وجود فرآیند بهبود از طریق یادگیری ممکن است همیشه برایتان جذاب نباشد؛ زیرا دیدن اولین دستاوردهای رشد و بهبود از طریق تمرین دقیق، نیازمند نظم و انظباط و کار سخت است.

3- به جزئیات توجه کنید

بهبود از طریق توجه به تمام جزئیات و تمرکز بر نقاط ضعف مشخص بدست می آید. به خاطر داشته باشید که آنقدر روشهای مختلف را بیازمایید تا روشی که به درد شما می خورد را پیدا کنید.

4- توقف در بهبود بسیار محتمل است

دلیل اصلی توقف بسیاری از افراد در فرآیند بهبود این است که وقتی بهبود متوقف می شود، آنها در همان سطح باقی می مانند و برای خروج از آن تلاش نمی کنند. بهترین راه برای خروج از این ناحیه مسطح و بدون تغییر، و شروع مجدد بهبود این است که ذهن یا بدن خود را به روش متفاوتی به چالش بکشیم. این کار روشی مرسوم برای بهبود نتایج در قهرمانان ورزشی است و قطعا برای ذهن ما نیز جواب می دهد. این امر نشاندهنده پتانسیل ذهن ما برای تطبیق پذیری و سازگاری با شرایط است البته به شرط این که از منطقه آسایش خود خارج شویم و برای خروج از توقف قدم برداریم.

5- نگهداشتن و مراقبت از انگیزه

هر کسی به دلایل متفاوتی انگیزه می گیرد و از طرفی، عوامل بسیاری برای تضعیف انگیزه ما و خروج از فرآیند بهبود وجود دارند. ایجاد عادت، عاملی مهم در منظم نگهداشتن انگیزه و جلوگیری از بالا و پایین شدن آن است. به عنوان مثال، تعیین زمانی مشخص برای تمرین که عاری از عوامل حواس پرتی و … باشد می تواند این عادت را ایجاد کند. برای تعیین این زمانها، به خوبی برنامه ریزی کنید و به دنبال چیزهایی باشید که می تواند با تمرین شما تداخل داشته باشد، سپس سعی کنید که اثر آن را به حداقل برسانید. ایجاد عادت باعث می شود که حفظ انگیزه راحت تر صورت گیرد.

نکته کلیدی اول

معلمی انتخاب کنید که بتواند توانایی های فعلی شما را گسترش دهد.

“شما به معلم یا مربی ای نیاز دارید که تکنیک های تمرینی که برای کمک به بهبود یک توانایی خاص شما طراحی شده است را به شما واگذار نماید.” کتاب اوج صفحه 100

تمرین دقیق نیازمند ایجاد یا تجدید نظر در مهارت های فعلی از طریق تمرکز بر جنبه های مشخصی برای بهبود است. این امر نیازمند داشتن توانایی در یادگیری از افرادی است که مهارت های بهتری نسبت به ما دارند.  همچنین مهم است زمانی که از معلم خودمان به اصطلاح جلو می زنیم و او را به لحاظ مهارت پشت سر می گذاریم، معلم های دیگری پیدا کنیم تا بتوانند مهارتهای قبلی ما را بیشتر توسعه دهند.

نویسنده کتاب از نماد راه پله برای تبیین این نکته استفاده کرده که برای متخصص شدن در هر زمینه ای نیازمند یادگیری پیوسته هستیم و نیاز به جستجوی معلمانی داریم که ما را در بالا رفتن از این نردبان کمک کنند تا به اهداف خود برسیم، و چه کسی می داند، در این مسیر ممکن است از ما خواسته شود مهارتهایی که در طول مسیر آموخته ایم را به دیگرانی که از ما عقب تر هستند آموزش دهیم.

نکته کلیدی دوم

آنچه به زبان می آوریم، شکل دهنده اعتقاد ما در مورد توانمندیهایمان است

بخش تاریک اعتقاد به استعداد ذاتی …. می تواند موجب تمایل به این فرض شود که برخی از افراد برای کارهای خاصی استعداد دارند و دیگران ندارند و نتیجه چنین فرضی مشخص است …. بهترین راه برای جلوگیری از این مسئله این است که پتانسیل متخصص شدن در تمام امور را برای همه به رسمیت بشناسیم و برای پیدا کردن راه هایی برای توسعه این پتانسیل تلاش کنیم. کتاب اوج صفحه 242

به عنوان یک مربی، من اغلب با مخاطبانم کار می کنم تا زبانشان را بازتاب دهم تا ببینند زبانشان چگونه جهانشان و احساساتشان را شکل می دهد. ما به عنوان رهبر، همکار، دوست و پدر و مادر، نه همیشه از تأثیر کلماتمان بر دیگران آگاهیم و نه همواره زمانی را برای چارچوب دهی مجدد به افکارمان صرف می کنیم تا به کمک این چارچوب جدید بتوانیم گفتگوهایمان را شکل دهیم.

نویسندگان کتاب، نکته مهمی را درباره اینکه چگونه میتوانیم با اعتقاد به استعداد ذاتی، به خودمان و کسانی را که مورد توجه ما هستند الهام بخشی کنیم بیان می کنند اما پشت این نکته، نکته مهمتری نهفته است و آن این است که هر کسی پتانسیل دستیابی به اوج عملکرد برای متخصص شدن را داراست و مادامی که انگیزه لازم برای این کار را داشته باشد می تواند علائق خود را به استعداد تبدیل کند.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *